نُون و قلم

ن، سوگند به قلم، و آنچه را با قلم می‏نویسند

مقاله ذوالقرنین از استاد رائفی پور + سخنرانی

سلام
چند وقت پیش برای ارائه تحقیق تو درس اندیشه اسلامی 2 یه مقاله ای رو آماده کردم.. البته نه متن از من بود نه نوشتنش! ولی خب انصافا خیلی زحمت کشیدم روش، چون برای متنش بیش از پنج ساعت وقت پشت سر هم گذاشتم تا بتونم خوب ویراستش کنم.. روی تک تک فونت هاش کار کردم.. و تک تک آیه هارو از روی قرآن اعراب گذاری کردم.. برای همین از لفظ تهیه کردن استفاده کردم!!
دیدم خیلی مقاله زیبایی هست ، برای همین گفتم چه بهتر که اینو در دسترس عموم قرار بدم و دوستان دیگر هم استفاده کنند ازش.. حتما مطالعه کنید اینو چون صد درصد پشیمون نمیشید..

برای دانلود مقاله با فرمت pdf و همچنین صوت سخنرانی به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه مطلب...
۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی نظری

دوست داشتن شخص خاص

به نام خداوند قلم آفرین
دیروز که با داداش محسن خودم داشتم حسابی بحث میکردم من یک عقیده ای داشتم و ایشون هم یک عقیده ای... هر دومون عشق و دوست داشتن رو مقدس میدونستیم... ولی من اونو به صورت محدود و ایشون اونو به صورت غیر محدود...
گفتم بیام توی وبلاگ اصلیم و عقیده خودم رو بیان کنم... عقیده ای که از نظر من درسته ولی از نظر داداشم مشکل دار :-)
به طور کلی از نظر من هر گونه دوست داشتنی برای افراد خاص ممنوع هست... برای مثال من نباید و نمیتونم که به شخص خاصی هیچ علاقه ای داشته باشم مگر اینکه مقامی پیش من داشته باشه... در اصل بنده به شخص خاص علاقه ندارم بلکه به مقامش نزد خودم علاقه دارم...
منِ مرتضی نظری نباید به حسین نظری یا فرهاد نظری (برادر و پدرم) هیچ گونه علاقه ای داشته باشم... چون هیچ منطقی نمی تونه اثبات کنه که من بی دلیل این افراد رو دوست داشته باشم... من بهشون علاقه دارم چون یکی برادرم هست و یکی دیگه هم پدرم و چون این افراد دارای مقام برادری و پدری برای من هستند بنده هم به مقامشون علاقه مند هستم نه به خودشون... چرا که مانند این دو شخص چند میلیارد انسان دیگر هم وجود دارند که من بهشون علاقه ای ندارم (علاقه از نوع عشق) پس تنها دلیلی که باعث شد این دو شخص برای من متمایز بشوند این هست که این دو نفر برای من دارای مقامی هستند... و همین مقامشون این دو شخص رو متمایز کرده...
حال حتما پرسش میشود که این موضوع چه فرقی میکند که من به خود حسین نظری علاقه داشته باشم یا اینکه به برادرم که باز همون حسین نظری هست علاقه داشته باشم؟
دوست داشتن شخص خاص
 
ادامه مطلب...
۲۵ مرداد ۹۲ ، ۱۴:۰۲ ۲۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی نظری

راز تفاوت در خلقت انسان ها

سلام همانطور که قبلا قولش رو داده بودم تصمیم بر این گرفتم که در مورد ظرفیت وجودی انسان ها بحث کنم… لازم به ذکر میباشد که این موضوع جزء زیر مجموعه “ عدل الهی” میباشد.
طرح مسئله:
وجود تفاوت ها در جهان به صورت کلی امری واجب و غیر قابل انکار میباشد… به عبارتی این تفاوت ها هستند که نماینگر هم دیگر هستند…
برای مثال اگر زشتی وجود نداشته باشد هیچ گونه زیبایی نیز وجود نداشت(و برعکسش) و یا اگر کوهی نبود، دشتی نیز نمایان نمیشد و یا اگر چاغی نبود، لاغری جلوه نمیکرد و یا اگر ثروتمندی نبود ، فقیر نیز جلوه نمیکرد و …
پس انکار لازم بودن وجود تفاوت ها امری غیر ممکن میباشد… اما سوال اینجا هست که برای مثال: اگر وجود تفاوت ها لازم میباشد، چرا من باید فقیر  باشم ولی دیگری بایستی ثروتمند باشد؟چرا من باید زشت باشم و دیگری زیبا؟ چرا من باید چاغ/لاغر باشم دیگری با تناسب اندام؟

برای ادامه مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه مطلب...
۱۳ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۲۱ ۲۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی نظری

شفاعت

به نام خداوند قلم

راستش همیشه ذهنم مشغول این بود که چرا بایستی اصلا شفاعتی وجود داشته باشه…

اصلا فرقش با همون پارتی بازی خودمون چیه…

توی این دنیا هم یکی که متهم هست و آشنای قدرتمند داره اونو شفیع خودش قرار میده و اون شفیع نزد قاضی شفاعت میکنه و رو نظر قاضی اثر میذاره… (همون پارتی بازی خودمون) اما یکی که آشنای با نفوذ نداره کارش همش لنگه…

توی اون دنیا هم اگر قرار باشه یکی آشنا باشه و شفاعت طرف رو بکنه و نظر خدا رو تغییر بده و خرش رو از معرکه نجات بده دیگه چه فرقی بین این دنیا و اون دنیا قرار داره؟

یا اصلا اگر قراره کسی شفیع کس دیگه ای باشه، خود خدا مناسب تره از همه چون هیچ کس که به مهربانی خدا نیست پس نمیشه وجود شخص دیگری معنی زیادی نخواهد داشت…

توی تفسیر نمونه هم گشتم و زیر آیاتی که در باره شفاعت هست یک بحث بسیار طولانی کرده و منم همه رو خوندم ولی بازم ارضا نتونستم بکنم ذهن خودم رو…

اما تصادفا با کتاب عدل الهی (اثر استاد شهید مرتضی مطهری) آشنا شدم… کتاب پر مغزی بود و واسه من جذابیت خاصی داشت… یک بخشش اختصاص داشت راجع به شفاعت و اونجا بود که ذهن من تا حدود بسیاری ارضا شد از جواب این سوال…

ادامه مطلب...
۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۲۴ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی نظری

جبر و اختیار(نظریه من)

سلام دوستان، بعد از مدت ها بلاخره اومدم و با اسم و انشالله رسم جدید! میخوام بدون مقدمه و هر چیز دیگه برم سر اصل مطلب تا شاید بتونم این همه مدت که عقب افتادم رو جبران کنم!

راستش خیلی وقت پیش تصمیم گرفته بودم که این مطلب رو بنویسم! یعنی مسئله جبر و اختیار! ولی متاسفانه نمیتونستم بنویسم! یعنی دستم به هیچ وجه به قلم نمیرفت... البته اون موقع اطلاعاتم هم ناقص بود (البته الآنم هست ولی الآن تا حدودی بهتر از قبل هستم) اما در کنار اینکه هنوز هم تا حدود بسیاری ضعف دارم توی این نظر باز گفتم این نظر خودم رو به اشتراک بذارم تا به خواست خدا دوستان هم همکاری کنند و بتونیم این مسئله رو همه با هم هضم کنیم!

طرح مسئله :

عده ای از متکلمین بر اساس آیات قرآن بر این باور بودند که انسان هیچگونه اختیاری از خود ندارد، زیرا اگر انسان دارای اختیار بوده باشه لازمش اینه که خداوند دارای علم کامل نبوده باشه و این یک نقص در خداوند هست… و البته نقص در خداوند وجود نخواهد داشت.

چند آیه از آیاتی که این دسته از متکلمین به آن تکیه کرده اند را در اینجا مینویسم:

  • فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ   |   خدا هر کس را بخواهد گمراه، هرکس را که بخواهد هدایت میکند (ابراهیم/4)
  • وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ‌ مَّعْلُومٍ   |   و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولی ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمی‌کنیم! (حجر/21)

عده ای دیگر از متکلمین نیز بر اساس آیات دیگر از قرآن مجید انسان را دارای اختیار کامل میدانند و نظر آنان بر این باور میباشد که اگر انسان دارای اختیار نباشد، پس لازمه اش انکار روز رستاخیز و عدل خداوند میباشد.چرا که اساس روز رستاخیز عدل الهی هست و انسان هم بر اساس عدل الهی اعمالش محاسبه خواهد شد، خب هنگامی که انسان برای کاری که انجام میده اختیار نداشته باشه نتیجه اش اینه که اون اینکارو نکرده… و نعوذوبللّه اگر کار بدی هم کرده باشه در اصل خود خدا اینکار بد رو انجام داده… و این به طور کل در ذات اقدس خداوند نمیگنجد… این گروه به طور کامل قضا و قدر و…. رو کاملا نفی میکنند و بر اساس عقیده این گروه سرنوشت انسان به دست خود وی ساخته میشود… (به طور کل همون مکتب اگزتانسالیست غربی هاست با یکم رنگ کاری اسلامی!!)

ُچند آیه از آیاتی که این دسته از متکلمین به آن تکیه کرده اند را در اینجا ذکر میکنم:

  • إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا   |   و ما راه را به انسان نشان داده ایم، او خود یا سپاس گذار هست یا ناسپاس (انسان/2)
  • فَمَن شَاء فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْیَکْفُرْ   |   هرکه خواهد ایمان آورد و یا کفر ورزد (کهف/29)

البته، درسته که هر دو گروه با استفاده از آیات قرآن حرف خودشون رو اثبات کرده اند (هر کدام هم عقیده دارند آیات قرآن یکدیگر را در این زمینه دارای تناقض هستند!) … ولی هر دو گروه اشتباه تصور کردند… اسلام دین صفر و یکی نیست که یا هست یا نیست… بلکه اسلام دین منعطفی هست و نمیتونه اینگونه صفر و یکی باشه…

برای ادامه مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه مطلب...
۱۹ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۴۰ ۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مرتضی نظری